تبلیغات
بیا تو حالشا ببر - مطالب شهریور 1388
خدمت به خلق افتخار است

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Best Cod Music





Powered by WebGozar

لیست وبلاگهای به روز شده
http://zibasazweb.persiangig.com/image/abzar%20zibasazweb/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%884.gif

Powered by : vahid net.tk the best web log

جمعه 20 شهریور 1388-04:22 ق.ظ



1-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند.

2-چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بی خیال فقط می خندند.

3-چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد،مردها همان جا قرار دارند.

4-اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم.چرا که آقا راه را گم می کند.

5-شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد.

6-ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکمهایشان را تو می دهند.

7-به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8-فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند.

9-2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند چیست؟
1-فکری ندارند 2-کاری ندارند.

10-در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست.

11-اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت چه میشد؟
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد.

12-آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد.

13-یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق.

14-برای درست کردن پاپ کرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا.یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد.

15-آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و "کثیف اما قابل پوشیدن"

16-زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"

17-شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند.

18-چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری،جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند.

19-چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند.

20-آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری،2 بطری مشروب خریداری کند.

21-چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند.

22-شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم.

23-چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند.

24-شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند.در هنگام کار سر و صدای زیاد ایجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند.

25-نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند.




تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 20 شهریور 1388 04:28 ق.ظ
جمعه 20 شهریور 1388-03:21 ق.ظ



برای همه لحظات جادویی متشكرم !



متشكرم

برای همه وقت هایی كه مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی كه به حرف هایم گوش دادی.

برای همه وقت هایی كه به من جرات و شهامت دادی.

برای همه وقت هایی كه مرا در آغوش گرفتی.

برای همه وقت هایی كه با من شریك شدی.

برای همه وقت هایی كه با من به گردش آمدی.

برای همه وقت هایی كه خواستی در كنارم باشی.

برای همه وقت هایی كه به من اعتماد كردی.

برای همه وقت هایی كه مرا تحسین كردی.

برای همه وقت هایی كه باعث راحتی و آسایش من بودی.

برای همه وقت هایی كه گفتی "دوستت دارم"

برای همه وقت هایی كه در فكر من بودی.

برای همه وقت هایی كه برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی كه به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی كه دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی كه به من دلداری دادی.

برای همه وقت هایی كه در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.



به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نكن كه :

لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم "

آغوش من همیشه برای تو باز است.

همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل كتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط كافی است چیزی از من بخواهی ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.

من كاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هركسی برایم مهم تر هستی.

همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فكر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی كه لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است.

هر وقت كه احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب كن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.



تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 20 شهریور 1388 04:22 ق.ظ
جمعه 20 شهریور 1388-03:14 ق.ظ



یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.


در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند...
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...

همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.

بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند...


داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

 

اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟


بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!


پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...

قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند .

 

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...



تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 20 شهریور 1388-03:09 ق.ظ



اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر می كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند ، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا كنم. اگر تنها راهی كه من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط كره زمین سفر كنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یك راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :‌« من به تمام نقاط کره زمین سفر كردم و عمر خودم را وقف كاری كه از من خواسته بودید كردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبریك می گوییم . پاسخ های تو كاملا صحیح است . اكنون تو یك راهب هستی . ما اكنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یك در چوبی راهنمایی كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها كلید را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبی یك در سنگی بود . مرد درخواست كرد تا كلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها كلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كلید كرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت كبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این كلید آخرین در است » . مرد كه از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز كرد. دستگیره را چرخاند و در را باز كرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی كه او دید واقعا شگفت انگیز و باور نكردنی بود.
اما نمی توانم به شما بگویم که او چه دید چون شما یک راهب نیستید!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.





تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 20 شهریور 1388-03:03 ق.ظ



دخترها نمی‌توانند


1- با داشتن دماغی تیر كمونی یا عقابی متالیك به جراح مراجه نكنند!


2- با دیدن یكی از خودشون خوش تیپ‌تر، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نكنند!


3- با داشتن قدی كوتاه كفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نكنند!


4- روزی 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!


5- روزی 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!


6- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو جر ندهند!


7- با یه دماغ عمل كرده احساس خوشگلی نكنند و فكر نكنند كه مادر زادی همینجوری بودن!


8- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سكته نكنند!

پسرها نمی‌توانند


1- با داشتن هیكلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!


2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نكنند و after shave نزنند!


3- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نكنند و به فكر ازدواج نیفتند!


4- در مهمانیها و محافل خانوادگی احساس با مزگی نكنند و چرت و پرت نگویند!


5- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نكنند!


6- كت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوه‌ای نزنند!


7- احساس با غیرتی نكنند و راه به راه به آبجی كوچیكه گیر ندهند!


8- از 9 سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!


9- مطالب چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نكنند!




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 20 شهریور 1388-02:58 ق.ظ



گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 20 شهریور 1388-02:53 ق.ظ



۱- نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما می‌گذارند.
۲- هنگامی كه رنگ پریده یا بیمار هستید با كمی وسایل آرایش می‌توانید خود را زیباتر كنید و هیچ كس هم از شما ایرادنمی‌گیرد( كاری كه بسیاری از آقایان مد روز یواشكی انجام می‌دهند).
۳- تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته وخط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.
۴- مجبور نیستید سر كار بروید و پول یك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبیا بخرید.
۵- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گریه می كنیدو غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی كنید تا سكته كنید.
۶- عمرتان بسیار طولانی است.
۷- آنقدر حرف برای گفتن دارید كه هرگز كم نمی‌آورید.
۸- همیشه یك عالمه دوست و رفیق ناب دارید و كمتر گرفتار رفیق ناباب می شوید.
۹- هرگز در حمام خود را گربه شور نمی كنید.
۱۰- بزرگ شده اید و كمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی یا این حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركری می خوانید.
۱۱- ریش و سبیل ندارید كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد.
۱۲- عشق و هنر ابداع شماست.
۱۳- همیشه جوان تر از سنتان هستید و هیچ كس نمی داند شما چند ساله اید.
۱۴- از سن 9سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسید و حالاحالاها بایدبدوند تا به پای شما برسند!.
۱۵- بهشت زیر پای شماست.
۱۶- اگر موهایتان مرتب نبود یا وقت برای مرتب كردنشان نداشتید، با سركردن یك روسری قضیه حل است.
۱۷- همیشه در كیفتان آینه دارید و موقعی كه در سلف سرویس دانشگاه قورمه سبزی می‌خورید یك دانه لوبیا لابه لای سبیلتان جا خوش نمی كند.
۱۸- همیشه تمیز ونظیف و خوشبو هستید.
۱۹- به وزنتان اهمیت می دهید و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمی شود.
۲۰- همیشه مقداری پول برای روز مبادا دارید كه جز خودتان هیچ كس از جای آن خبر ندارد.
۲۱- مجبور نیستید از این خانه به آن خانه بروید و خواستگاری كنید،مثل خانمها در خانه می‌نشینید تا دیگران با كلی منت و خواهش و التماس و گل و هدیه!!! از شما اجازه ی حضور بگیرند.
۲۲- می‌توانید موهایتان را بلند یا كوتاه كنید و هر نوع لباسی كه دوست داشتید بپوشید از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشی را بپسندید به پا كنید از اسپرت تا پاشنه سه سانتی و بالاتر.
۲۳- مجبورنیستیدبارهای سنگین را جابه جا كنید یا تن به مشاغل سخت و پایین بدهید چراكه شما یك خانم هستید!.
۲۴- حق تقدم با شماست.
۲۵- مرد از دامن شما به معراج می رود.
۲۶- هرگز از فرط خشم نعره نمی كشید و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمی اندازید.
۲۷- نیم بیشتر صندلی های دانشگاه ها را شما تصاحب كرده اید.
۲۸- ضعیف كش نیستید و دق و دلی رئیس اداره تان را در خانه خالی نمی كنید.

... و اگر خوب فكر كنید می بینید كه صدها دلیل محكم دیگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنید.

این هم جبران بخش ضد دختر..........




تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 20 شهریور 1388 03:02 ق.ظ




  • تعداد صفحات :38
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...