تبلیغات
بیا تو حالشا ببر - مطالب داستانها
خدمت به خلق افتخار است

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Best Cod Music





Powered by WebGozar

لیست وبلاگهای به روز شده
http://zibasazweb.persiangig.com/image/abzar%20zibasazweb/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%884.gif

Powered by : vahid net.tk the best web log

پنجشنبه 5 شهریور 1388-12:08 ق.ظ



انواع برخوردهای اجتماعی بین دختر و پسر

برای خواندن این پست به ادامه متن برید.................


ادامه مطلب

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 12 شهریور 1388 02:58 ب.ظ
سه شنبه 3 شهریور 1388-03:28 ق.ظ



می دونی گلم وقتی نیستی این دلم میشه غمگین وخسته

دوتاچشمای گریونم اگه بری كم كم میشه بسته

آسمون بی تومی باره دلم ازبارون بیزاره 

دل من ای بیچاره

ببین روزای تكراری یاشبهای بی قراری 

اینارو واسم خاطره می زاری

نمی خوام هیچكی بدونه دل من واسه چی می خونه

دل من ای دیوووووووووووونه

دیوونه دل بیقراره آروم نداره تورودوست داره

می مونه باتوهمیشه بی توهمیشه منزوی میشه

بگودوستم داری نمی ری هیچ وقت تو

آخه جزتونمی خوام من هیچ كس رو 

بدون دوست دارم خیلی خاطرتومی خوام  

من تااون سردنیابه خاطرتومیام 

فكرنكن توروازیادم میره

این دل منه كه بازم پیش توگیره

همه فهمیدند كه عاشق تو شدم ... بهم خندیدند ... مهم نیست بخاطرت غرورمو شكستم ... همه تعجب زده شدند ... مهم نیست بخاطرت مردونگیمو زیر پا گذاشتم ... همه بهم اخم كردن ... بازم مهم نیست بخاطرت زندگیمو دادم ... همه حیرت زده شدند ... مهم نیست گفتم عاشقشم همه مسخره ام كردند ... بیخیال ... خوب هم بهم خندیدن ... هم مسخره ام كردند ... هم غرورمو شكستم ... هم زندگیمو باختم ... و هم .... دیگه چی برام مونده ... فقط هم بخاطر تو بود حالا هم بخاطر تو اینا رو تحمل می كنم ... اره دیونه ها خوب بلدن تحمل بکنن اندازه سه تا دو....

من باختــــــــــــــــــــم ... من پذیرفتم شكست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم كه عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است میروم شاید فراموشت كنم در فراموشی هم آغوشت كنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را

به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم داری آب می شی ، می میری اینو از همه شنیدم دارم از دوریت می میرم ؛ تا کنار من نسوزی از دلم نمی ری عمرم نفسامی که هنوزی تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد تو كه تنها نمی مونی من تنها رو دعا كن خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن دست تو اول عشق بپسرش به آخرین مرد مردی كه پشت یك دیوار واسه چشمات گریه می كرد گریه می كرد گریه می كرد

تو نمی دونی من چی كشیدم وقتی كه گفتی تو رو نمی خوام باور ندارم كه دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام یه شوخی بود و یه قصه ی تلخ وقتی كه گفتی تو رو نمی خوام خیال می كردم میخوای بترسم شاید هنوزم باور نكردم چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده ولی میدونم تو آسمونم قصه مارو یکی شنیده تو باور نکن هرکی بهت گفت پیشت میمونم باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو میخونم

امروز دیدمت خسته بودی اگه اشتباه نكنم دل شكسته بودی دیگه دوستم نداری می دونم حتما به دیگری دل بسته بودی

گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست . کاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم مییاره . یک حرف ساده هم گاهی چقدر غم مییاره

اگر كلید قلبی را نداری قفلش نكن اگر خداحافظی در راه است سلام نكن اگر دستی را گرفتی رهایش نكن...

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش * اگه گوشات پرسید بگو نشنیدم * اگه دستات لرزید بگو مال سرماست * اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه * اما اگه دلت ریخت بهم به خودت دروغ نگو

همیشه آرام هستی و صبور روزها در این خانه دلتنگ چشم انتظار تو هستم و وقتی از همه نامهربانی هاخسته می شوم ، زانوانت را می جویم ... كه سر بر آنها بگذارم و آغوش گرمت را كه در آن آرام بگیرم...

همیشه برا کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه * واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی واست اشک میریزه * واسه کسی غمگین باش که در غمت شریکه * عاشق کسی باش که دوستت داره

نشستم گریه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ی پاییز ... واسه تنهایی میخک توی دفتر شعرم ... واسه سربلندی کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعی که اب شد تا از قطره هاش یاد بگیرند که سوختن یک طرفه هم میتونه باش....

واسه شكستن یه دل فقط یه لحظه وقت می خواد.اما واسه اینكه از دلش در بیاریشاید هیچ وقت فرصت نداشته باشی... میشه مثل یه قطره اشك بعضی ها رو از چشمت بندازی ، ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشك وبگیری كه با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه

روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند. برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتر است. برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم...

می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..




تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 10 شهریور 1388 02:51 ب.ظ
دوشنبه 2 شهریور 1388-08:15 ب.ظ



 

پرسیدم دل میخری؟!

 پرسید چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

 تا به خود باز آمدم او رفته بود

 دل ز دستش روی خاک افتاده بود

 جای پایش روی دل جا مانده بود...

 




تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 10 شهریور 1388 02:52 ب.ظ




  • تعداد صفحات :6
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6