تبلیغات
بیا تو حالشا ببر - مطالب نوشته های با حال و طنز
خدمت به خلق افتخار است

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Best Cod Music





Powered by WebGozar

لیست وبلاگهای به روز شده
http://zibasazweb.persiangig.com/image/abzar%20zibasazweb/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%884.gif

Powered by : vahid net.tk the best web log

دوشنبه 16 فروردین 1389-11:19 ب.ظ



آقایی از رفتن روزانه به سر کار خســـــــته شده بود ، در حالی که خانـــــــمش هر
روز در خانه بود !
او می خواســـــــت زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد ...
بنابراین شروع به دعا کرد :
خدای عزیز! من هر روز سر کار می روم و بیش از ۸ ساعت بیرونم در حالیکه
خانمم فقط در خانه می ماند! من می خواهم او بداند برای من چه می گذرد ؟!
بنابراین
لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده جای ما با هم عوض بشه !!! 
خداوند ، با معرفت بی
انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد ... 
صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک
زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد ، بچه ها رو بیدار کرد و لباسهای
مدرسشون رو آماده کرد ...
بهشون صبحانه داد ، ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و اونها رو به
مدرسه برد...
وقتی برگشت خانه رو جارو کرد، برای گرفتن پول به بانک رفت ، بعد به بقالی رفت،ساعت یک بعد از ظهر بود و او برای درست کردن رختخوابها ، به کار انداختن لباسشویی ، گرد گیری و تی
کشیدن آشپز خانه ، رفتن به مدرسه و آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه
منزل ، آماده کردن عصرانه و گرفتن برنامه بچه ها برای تکلیف منزل ، اتو کشی و
مرتب کردن میز غذا خوری ، نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در بعد از ظهر
و ... عجله
داشت !
(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد ....) 
در ساعت
۲۳
:

۰۰

در حالی که از کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود، به رختخواب رفت در حالیکه
باید رضایت همسر در رختخواب را هم تامین می کرد... 
صبح روز بعد بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب گفت :
خدایا من چه فکری می کردم ؟!! برای ناراحتی از موندن
زنم در منزل سخت در اشتباه بودم ، لطفا و خواهشا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم (غلط کردم به خدا) !!! 
خداوند پاسخ داد :
پسرم ، من احساس می کنم تو درس خودت را
یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ...
ولی تو مجبوری ۹ ماه صـــــــــبر

کنی، چون دیـــــشب حامله شدی !!!



تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 16 فروردین 1389-10:56 ب.ظ



فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راههای کشتن گربه دم حجله را آموزش میدهند.
فقط در ایرانه که اگه دیدی دختری بهت محل نمیگذاره میگن دختره خرابه و...یا پسره معتاد بچه ننه و الی ...
فقط در سریالهای ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و نماز شب میخونند و به مسجد میرند و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدمها نمیتونند هر دو خصلت را داشته باشند
فقط یک خواننده زن ایرانیه که این نبوغ را داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه
فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه
فقط در ایرانه که زارا و منگو با برندهایی چون شنل و گوچی برابری میکنه
فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه اگه میخریش بیارمش
فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته
فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه
فقط در ایرانه که داشتن زن با 7،8 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره
فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمانها +خدمه بیشتره
فقط یک مرد ایرانیه که مامانش را از زن و بچش بیشتر دوست داره
فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی
فقط در یک فست فود ایرانیه که موزیک ترانس یا هاوس پخش میکنه و مشتری را دچار سو هاضمه میکنه
فقط یک خانم ایرانیه که توی سوپر مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه
فقط در ایرانه که توی مهمونی آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط بهم نگاه میکنند و حتی یک کلمه با هم حرف نمیزنند
فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع میبرندش تخت جمشید و نقش رستم تا بگن ما کی بودیم انگار که ما کی هستیم حساب نیست
فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد
فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره
فقط در ایرانه که اگه با بچه تون تو خیابون راه میری مردم به نشونه مثلا دوست داشتن یا نیشگونش میگیرن یا دستای کثیفشونو به پوست بیچاره میمالند و یا بدون اجازه بهش شکلات میدن
فقط یه دختر ایرانی این استعداد را داره که توی گرمای تابستون چکمه میپوشه و توی سرمای زمستون صندل
فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده
فقط یک ایرانیه که باز هم تو رستوران سالاد بار را شخم میزنه و قبل از اردو دادن سیر میشه
فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون 4 سال داشته باشه چه 40 بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن
فقط ایرانیها هستند که معتقدن که هنر فقط و فقط نزد خودشونه
فقط ایرانیها هستند که در فروگاهها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن
فقط یک خانم ایرانی میتونه که در یک استخر هتل 5 ستاره با گن و لباس زیر بیاد تو آب چون فکر میکنه هر گردی گردوست
فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم
فقط در ادارههای دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هریک از کارکنان 5 ساعت مشغول نماز و عبادت اونهم در ساعتهای کاری هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره میچرخه



تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 3 فروردین 1389-10:57 ب.ظ



danesh.jpg


تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 2 فروردین 1389-02:19 ق.ظ












تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 2 فروردین 1389-01:57 ق.ظ



هر دختری رو که می خواید حتی اگر 1000 بار تا حالا گند زدید به دست

بله درست خوندید، سی ایکس 7500 به بازار آمد. کافیه یک قطره از اون رو با آب قاطی کنید و به دختر بدید. این دارو از گیاهانه بسیار کمیابه چینی تهیه شده و فرمول آن نسل به نسل توسط خانواده "ایچ پی نا ماساواتو" محافطت میشده. هم اینک شما هم می توانید با قیمته ناچیز این دارو را تهیه کنید. بشتابید ، چون این دارو فقط برای مدت 3 روز به بازار عرضه خواهد شد. همین الان کردیت کارتتون رو بر دارید و به شماره ی زیر زنگ بزنید. به عنوان تشکر از حسن انتخاب شما یک دختره مجانی هم به عنوانه هدیه دریافت خواهید کرد. حتی بهتر، اگر تا ده دقیقه دیگه زنگ بزنید دو دختر مجانی دریافت خواهید کرد. عجله کنید و این فرست طلایی رو از دست ندید:

Telephone: 1-800-Dont-be-a-FOOL!

شاید سوژه ی خوبی برای تله مارکتینگ باشه. ولی ....
به خدا همچین چیزی وجود نداره. ای میلهاتون رو داشتم جواب می دادم، مخم داشت سوت میکشید دیگه.90 درصد ای میل ها اینه که آره یه دختری بوده فلان و بهمان و 7 بار تا حالا به من جوابه رد داده و 4 بار فحشم داده و 21 بار توی گوشم زده و حتی یک بار .... لطفا به من بگید چطور باهاش دوست بشم.

عزیزای دله من، دنباله معجزه نباشید. یک ورده جادویی وجود نداره که شما بتونید با استفاده از اون هر دختری رو که می خواید اسیر دامه عشق خودتون بکنید. بیدار شدید و وقته ازرزشمنده خودتون رو تو رویا ها سپری نکنید.

یه راهنمایی عمومی می کنم که چطور از مطالبه این سایت بهتر استفاده کنید:

نکته اول این که قوی ترین تکنیک های من هم شما رو تبدیل به یک جادو گر نمی کنه که برید هر دختری رو دیدید دو کلام دره گوشش بگید و مخش رو بزنید. ولی کمکتون می کنه که هر روز در روابطتون موفق تر بشد. کمکتون می کنه بدونید چطوری با دختر هایی که پسربازه حرفه ای هستن برخورد بکنید . کمکتون می کنه کم کم یاد بگیرید که رفتار تون، گفتارتون، تن صداتون، حالت حهای چهرتون، حالت و ژست های بدنتون چه طور باشه که برای دختر ها دل پذیر باشه. شخصیتتون شخصیته یک آدم جداب بشه. کم کم. باید تجربه کنید . بهش فکر کنید و یاد بگرید و بشه جزیی از وجودتون. باید این تکنیک ها رو ماله خودتون بکنیدشون. غریبه نباشه براتون. حالا اگر همه ی این کارا رو کردید دیگه هر دختری رو که بخواید مخش رو می تونید بزنید؟! "خیر"

پس همه این ها به چه دردی می خوره؟ به این درد که اگر دختری از شما خوشش اومد با رفتاره ناشیانه نپرونیدش و بتونید مخش رو بزنید. خبر خوب این که اگر به خودتون برسید و کارهایی که می گم رو بکنید و اون شخصیته جذابی رو که باید داشته باشید، تعداده دخترهایی که از شما خوششون خواهد اومد انقدر زیاد خواهد بودی که در تصمیم گیری که کدومو انتخاب کنید دچار مشکل خواهید شد. ولی حتما می تونید مخه رکسانا رو بزنید ؟ نه!

فهمیدید چی شد؟ امیدوارم دستتون اومده باشه.

دوم این که عزیزای من گیر به یه دختر خاص ندید. به چند دیلی: یک این که وقتی یه رابطه رو خراب کردید ، دیگه خرابش کردید. خیلی بعیده که بتونید درستش کنید. وقتی دختری از شما این تصور رو داشت که موجود ضعیفی هستید دیگه راهی براتون وجود نداره که 180 درجه رفتارتون رو عوض کنید و برید بگید نه من قوی هستم. دختر ها بسیار موجوداته با هوش و زیرکی هستن. تو دو دقیقه بلایی سرتون میارن که دوباره مثله قدیم رفتار کنید و می شوننتون سره حاتون. چون میشناسنتون و می دونن اینی که ادعا می کنید نیستید. هیچ و قت دسته کم نگیریدشون. اگر می بینید که به خواسته های شما تن میدن برای اینه که خودشون هم می خوان. یه جورایی حقیقت داستان اینه که اونا شما رو خر می کنن ولی کاری می کنن که فکر کنید شما خرشون کردید و التماس کنید برای چیزهایی که چه بسا خودشون بیشتر می خوان.

این تکنیک ها . مطالب رو وقتی می تونید ازش به بهترین نحو استفاده کنید که طرف جدید باشه و فرض رو بر این بگذاره که این رفتاری که می بینه خوده واقعی شماس. نه این که بدونه دارید از روی دستور عمل رفتار می کنید!
دوم این که دوروبرتون پر از دختره. خر نباشید. بی خود گیر ندید به یکی و فکر کنید کونه آسمون سوراخ شده و فقط همین افتاده پایین. نه این خبرها نیست. مطمعن باشید دوروبرتون پر از دختره. پر از موقیت های مختلف. صد مرتبه از اینی که فکر می کنید بهتر. این خبرها هم نیست که از این بهتر دیگه پیدا نمی شه. مطمعن باشد شما هم اونقدر ها که خودتون فکر می کنید بی عرضه نیستید و می تونید مخ دخترهای دیگه ای رو هم بزنید. نترسید . این ترس همون ترسه از ناشناخته هاس. دلتون می خواد به یه دختر گیر بدید چون براتون ایجاد اطمینان می کنه و می شناسیدش. راحت تر ه براتون . یا این که چون باهاتون دوست نمی شه، منیتتون باعث میشه بخواید به هر ترتیبی که شده باهاش دوست شید. اشتباه نکنید. من پدرتون نیستم که اگر این حرفو می زنم بگید این فقط از این دختره بدش میاد. یه روزی می رسه که خواهید فهمید که نباید گیره الکی به یه دختر بدید و وقتتون رو تلف کنید.

مولانا می گه: شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو ----------بی وطنیست قبله گه در عدم آشیانه کن

نمی دونم چرا، ولی دلم نمی خواد اشتباهاتی رو که من کردم شما تکرار کنید. نمی خوام به زمانی برسید که بگید ای دل غافل که من چه دورانه خوبی از زندگی مو الکی تلف فلان دختر کردم. هم شما لطمه خواهید خورد هم اون دختر. با دختر ها رو راست باشید . اگر واقعا نمی خواید باهاش ازدواج کنید به اسمه ازدواج نرید جلو. یا اگر اون ازدواج می خواد و شما نمی خواین باهاش صادق باشید و بهش بگید در شرایطی نیستید که به ازدواج فکر کنید. این جوری برای هر دو تون بهتره. یادتون باشه شما تویه یه دریا هستید، زیره یه تخته سنگ شنا نکید و همش بگید این جا غیر از یه ماهی خانومی دختره دیگه ای پیدا نمی شه. دور و ورتون مملو از دخترهایی هست که فقط بخوان با شما دوست باشن. اگر فکر می کنید این طور نیست بگردید ببینید کجای کارتون می لنگه. من هم دارم همه ی تلاشم رو می کنم که شما بتونید ببینید کجای کارتون من لنگه.

سر جاتون درجا نزنید. اگر رابطه ای رو خراب کردید، ولش کنید و برید سراغ رابطه ی بعدی. اگر واقعا چیزی ته اون رابطه مونده باشه، این رفتارتون ممکنه باعث شه که دختره هم در شما مردونگی و فدرت احساس کنه و خودش بر گرده ، اگر هم نه این جوری برای هر دو تون بهتره.

یه سوال: شما تا کی مطالبه این سایت رو خواهید خوند؟ تا وقتی که من چیزی برای یاد دادنه به شما داشته باشم، نه؟! روابطه آدما هم همین طوره، وقتی قصد ازدواج در میون نباشه دو نفر تا وقتی با هم می مونن که چیزی برای دادن به هم داشته باشن. وقتی این جذبه و کشش و از بین می ره و رابطه عادی میشه اس که مشکل ها شروع میشه، بهانه گیری ها شروع میشه. و رابطه ها قشنگی خودشو از دست میده، اونایی که ازدواج کردن مجبورن دنباله راهی باشن که اون قشنگی رو به رابطه برگردونه، اون تبادله قشنگه انرژی یا هر چیزه دیگه که می خواید اسمش رو بگذارید برگرده، این جاست که بچه پاش میاد وسط. شما که محدود به یک رابطه ی خاص نیستید وقتی می بینید هیچ کدومتون از رابطه اون چیزی رو که باید نمی گیرید به بهانه های احمقانه نگه ندارید رابطتون رو. بگذارید هر دو تون دوباره برق عشق بتونید تو چشم های کای دیگه ببینید.

خیلی از مطالبی که امروز نوشتم و می دونم که یه خورده از این شاخه به اون شاخه هم شد. مربوط به دختربازی و حیطه معمول بحث های من نمی شه. من همیشه سعی کردم مطالبم صرفا مربوط به دختر بازی به عنوان یک نوع سرگرمی برای دختر ها و پسرها باشه. اون چیزی که اسمشو میشه گذاشت دختر بلند کردن و حال کردن و.. ای میل هاتون باعث شد که مجبور شم یک کم هم راجع به روابط بنویسم. به هر حال امید وارم بتونه براتون مفید باشه.

این رو هم بگم من تجربه خاصی در روابط طولانی مدت با دختر ها ندارم، قبلا هم اینو گفتم. یک بار بیشتر همچین رابطه ای نداشتم و اون رو هم گند زدم

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون ----------دلم را دوزخی سازد ، دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید-----------چو کشتی ام در اندازد میان غلزم پر خون



تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 2 فروردین 1389-01:45 ق.ظ






تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 23 آذر 1388-08:40 ب.ظ



تیم ملی فوتبال دختران 

از آنجا که تب فوتبال بالا گرفته و ما صرفا دچار جوگیری حاد شده ایم، چاره ای نداریم مگر آداپته کردن خودمان، سلیقه مان و طرز تفکرمان با فوتبال و تازه می توانیم جیغ های فوتبالی بکشیم و نظریه های فوتبالی ارائه دهیم، کلان کلان. اما از آنجایی که "متفاوت بودن" مثل زگیل روی نوک دماغمان، آن هم دماغ پیش از عمل نشسته، بنابراین حرف هایمان را فوتبالیزه می کنیم. (این روش جدیدی است برای آغشته کردن هر چیزی به کمی فوتبال و بسیاری تب)
در زمین فوتبال دختران مثل همه زمین های فوتبال، تعدادی بازیکن داریم که دنبال توپ می دوند. برای جلو زدن از هم از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند (دیده ای دخترها قبل از امتحان به جان همه رفتگان و ماندگان فامیل قسم می خورند که چیزی نخوانده اند و امتحانشان را خیلی بد داده اند، اما دست آخر بیست می گیرند؟) دخترها کنار هم می دوند، از کنار هم که رد می شوند، لبخند می زنند، حتی قربان صدقه هم می روند، اما برای رسیدن به هدف نهایی با هیچ کس شوخی ندارند، حتی خودشان. تازه این اول ماجراست.
در زمین اتفاقات زندگی، دختران توپ را زیر پای خودشان نگه نمی دارند، مدام یا حمله می کنند یا دفاع. دختران ذاتا هافبک هستن. تازه استراتژی حمله و دفاعشان زمین تا آسمان فرق دارد. برای همین است که می توانند چنان معجون اشک و لبخندی تحویلتان دهند که درجا مثل دیرک دروازه خشک شوید!
دختران گاهی هافبک وسط تشریف دارند، یعنی بدون تعارف وسط زمین ایستاده اند و مثل نقل و نبات توپ پخش می کنند. برایشان مهم نیست گل را کی بزند و خانوم گل چه کسی بشود. آنها توپ را پاس می دهند، خوره توپ و گل ندارند، چراکه با دسته گلی کلا مجاب می شوند. دختران دفاع که می کنند، محشر می شوند. گاهی برای خراب کردن بازیکن حریف، سریشم شدن را در پیش می گیرند و چنان گیری می دهند که بیا و ببین. دفاعشان مدل یارکوبی دارکوبی است. نوک که می زنند دست بردار نیستند. چنان بازیکن حریف را می پیچند که اشکش دربیاید.
برایشان مهم نیست آنها توپ را شوت کنند و دیگران آقای گل بشوند.
girls The آن قدر سخاوتمند هستند که این گونه مفید،others the  محترم نسبتا مطلوب را "گل شاد" کنند و توی ذوقشان نزنند و بابت زحمات بی دریغ سرشان منت نگذارند. (چون به قدر کافی ژل و روغن روی سرothers the  سنگینی می کند)
راستی تا یادم نرفته بگذارید از دروازه بانی دخترها بگویم. دخترها مثل شیر در دروازه ها می ایستند. چشم هر مهاجمی را با ناخن از ته درمی آورند و می گذارند کف دستش. اگر دختری دندان قروچه کرد، مطمئن باشید که توی دروازه ایستاده و به هیچ وجه خیال ندارد نفوذی ها را بپذیرد، چه توپ باشند یا نباشند.
دختران بی نظیرند. آنها در فوتبال زندگی به مربی فنی و پزشک مراقب نیاز دارند،  اما بابت نداشتن آنها خم به ابرو نمی آورند. آنها زمین که خوردند خودشان از جا بلند می شوند و خودشان زخم هایشان را مداوا می کنند. دختران برای بازی در جام جهانی زندگی یک عمر رژیم مناسب توقع می گیرند. مدام مراقب وزن خواسته هایشان و تناسب آن با قد داشته هایشان هستند.
اگر روزی فکر کردید که دختری دارد طاقچه بالا می گذارد، مطمئن باشید که به همبازی اش اعتماد کافی ندارد. مطمئن نیست شما دارید رو بازی می کنید و داور را نخریده اید. شاید مطمئن است شما جزو آنهایی هستید که کنار زمین می نشینند و فریاد می زنند و مطالبه می کنند. پس لطفا خودتان را اصلاح کنید! خیلی زود پیش از آن که کار بکشد به وقت اضافه و پنالتی چون دختران محشرترین پنالتی زن های دنیا هستند.




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :13
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...