تبلیغات
بیا تو حالشا ببر - مطالب دخترانه
خدمت به خلق افتخار است

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Best Cod Music





Powered by WebGozar

لیست وبلاگهای به روز شده
http://zibasazweb.persiangig.com/image/abzar%20zibasazweb/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%884.gif

Powered by : vahid net.tk the best web log

شنبه 25 مهر 1388-12:35 ق.ظ



عزیزم!
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر كم توقعی هستم. اگر می گویم بایدتحصیلكرده باشی، فقط به خاطر این است كه بتوانی خیال كنی بیشتر از من میفهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است كه همه بادیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات كامل داشته باشی، فقط به اینخاطر است كه وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمانبخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است كه خود را در خانه ای به توبسپارم كه تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ كنند و هرگوشهاش یادآور تو و آن شب باشد!
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است كه فرصتی به تو دادهباشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شبعروسیمان بوده ای!
اگر دوست دارم ویلای اختصاصی كنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این استكه از عشق بازی كنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم كه نمی‌شود!
اگر می گویم هرسال برویم یك كشور را ببینیم، فقط به خاطر این است كه سالهادلم می خواست جواب این سوال را بدانم كه آیا واقعا "به هركجا كه روی آسمانهمین رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكنی تا جواب سوالاتم را پیدا كنم، پسچه كسی كمكم كند؟!
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است كه به تو ثابت كنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره...

اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است كه به من ثابتشود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریایمادیات است.



تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 25 مهر 1388-12:26 ق.ظ



- دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده
3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه
4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون
5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره
6- دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن
8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست
9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره
10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله
11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند
12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن
13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید
14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن
15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا
16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن
17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه
18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن
19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه
20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم
21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش
22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه
23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترا توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن



تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 7 مهر 1388-01:55 ب.ظ



24 ساعت از زندگی دخترا

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!



تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 6 مهر 1388-01:53 ب.ظ



پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان محترم :


1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.

3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و ازسایه می رنجم.

4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج می‌شه.

7- پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!

9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد می‌سازن واستون.

10- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

13- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...


14- تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.


15- بلاخره اگه خدای نكرده می‌خواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.

16- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یهپارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

17- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید"



تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 4 مهر 1388-10:12 ق.ظ



1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:
*داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

----------------------------------------------------------

2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

----------------------------------------------------------

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك
*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

----------------------------------------------------------

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
*داشتن رو حیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*.......

----------------------------------------------------------

5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*[...] و [...]

----------------------------------------------------------

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!

----------------------------------------------------------

7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

----------------------------------------------------------

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:
*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل "برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

----------------------------------------------------------

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:
*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

----------------------------------------------------------

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و ....
*داشتن روحیه جوانمردی
*مرد بودن!



تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 2 مهر 1388-01:42 ب.ظ



مرد شکاک که دوست نداشت دخترش ادامه تحصیل دهد وقتی دید او با چند پسر دانشجو مشغول صحبت است وی را به خانه برد و آتش زد.

روز شنبه هفته جاری مسوولان حراست بیمارستانی در استان فارس به پلیس خبر دادند دختر سوخته یی را به بیمارستان منتقل کرده اند و به نظر می رسد او را به عمد به آتش کشیده اند. با حضور ماموران در محل، دختر 20 ساله که به سختی حرف می زد و سوختگی زخم های عمیقی بر پیکرش ایجاد کرده بود مورد بازجویی قرار گرفت.

وی که سوسن نام دارد به پلیس گفت؛ پس از تلاش زیاد و مدت ها شب بیداری بالاخره در دانشگاه قبول شدم و تصمیم گرفتم هرطور شده ثبت نام کنم. البته پدرم با ادامه تحصیل من مخالف بود و چون باید به شهرستان دیگری می رفتم می گفت باید فکر دانشگاه رفتن را از سرم بیرون کنم، از طرفی پدرم می گفت دختر که بزرگ شد باید شوهر کند و اگر به دانشگاه برود اخلاقش فاسد می شود.

سوسن ادامه داد؛ با اصرار من و مادرم، پدرم بالاخره با ادامه تحصیل من موافقت کرد. روزی که قرار شد ثبت نام کنم پدرم همراهم آمد تا همه چیز را تحت کنترل داشته باشد. او هر چند وقت یک بار به محل تحصیلم می آمد و به من سر می زد تا مبادا خطا کنم. البته نمی دانستم پدرم به صورت پنهانی هم مرا کنترل می کند، تا اینکه دو روز قبل از حادثه وقتی کلاس تمام شد من مقابل دانشگاهم ایستادم و بر سر بحث روز با همکلاسی های پسر مشغول صحبت شدم که یکدفعه دیدم پدرم با عصبانیت وارد محوطه شد و از من خواست هر چه سریع تر همراهش بروم من که از حضور او شوکه شده بودم برای اینکه بیشتر از این آبروریزی نشود همراه پدرم راه افتادم.

همان شب به خانه خودمان برگشتیم و پدرم گفت دیگر حق ندارم به دانشگاه بروم و باید ازدواج کنم و گفت باید به اولین خواستگاری که برایم آمد جواب مثبت بدهم. خیلی سعی کردم برای پدرم توضیح دهم که اشتباه می کند و من رابطه نامشروع با آن پسرها نداشتم و آنها فقط همکلاسی های من بودند و من با آنها در مورد درس صحبت می کردم ولی وی قبول نکرد. پدرم چندین بار به طرفم حمله کرد که مرا بزند، اما همین که به طرفم می آمد مادرم جلویش را می گرفت. دو روز از این ماجرا گذشته بود که مادرم برای خرید بیرون رفت و من و پدرم تنها شدیم.

دختر دانشجو ادامه داد؛ پدرم که فرصت را مناسب دیده بود با عصبانیت به طرفم آمد و به شدت مرا کتک زد و بعد هم رویم نفت ریخت و کبریت را کشید، من داشتم می سوختم اما کاری نمی توانستم بکنم. پدرم از فریادهای من دلش به رحم آمد و از کارش پشیمان شد. بلافاصله دورم یک پتو پیچید و آتش را خاموش کرد و مرا به بیمارستان رساند.

با توجه به گفته های دختر دانشجو پلیس پدر او را بازداشت کرد و تحقیقات از وی برای روشن شدن این مساله آغاز شد. این در حالی است که سوسن دچار 40 درصد سوختگی شده و مداوای او ادامه دارد.




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 30 شهریور 1388-12:18 ب.ظ



یك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمیاره رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه جلوی آیینه می ایسته شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو, میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده, پرپشت كننده, براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره
۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه

۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه, حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده, احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه

ساعت ۸ شب



یك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته , لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ, فیگور راست, نیم ساعت قربون صدقه خودش میره, (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز, آبی, بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ,كر كر میخنده

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده, آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7